در سالهایی که بر حسب عشق و علاقه، و البته تخصص مطالعه کردم و نوشتم، براستی میتونم بگم پژوهش؛ یعنی هزار لایه ی پنهان. کسی چه میدونه در گذشته طریقه ی زیستن چگونه بود.... هر پیری آداب خودشو داشت. اصطلاحا میتونیم بگیم که همه خاص بودن. خاص گرایی در سبک زندگی وجود داشت. اما متاسفانه امروز با ورود تکنولوژی و فناوری های پیشرفته که اگه ازشون ندونیم از دنیا عقبیم.... عام گرا شدیم و عام گرایی در سبک زندگی، در داشته های مادی و حتی معنویمون هم ظهور پیدا کرد... طرز صحبت کردن و لباس پوشیدن و خوراک و تفریحاتمون هم، عام گرا شد. این یعنی اینکه بشر کهنِ گذشته با همه کوچیکیش، هر کی یه جوری بود. تک و نو بود. جهان امروز با همه بزرگیش همه شبیه هم هستن. تقلید کار و کپی کارن.... و اگر کسی متفاوت باشه، متاسفانه متفاوت است. استفاده از امکانات البته راه رو به روی آدمی بست. چرا که در گذشته این دانش بومی بود که همگام با تجربه، خلق میکرد و خالق بود. اما امروز باید گفت این ربات و هوش مصنوعی هستن که تصمیم میگیرن کجا و چگونه زندگی کنیم.... در دنیای نشانه شناسی یوری لوتمان در مکتب تارتو مسکو، میتونیم بگیم دوران "خود- خودی" گذشت و این "دیگری" هست که قد علم میکنه. "خود/ خودی/ من" در قبال "دیگری" حرفی برای گفتن نداره و "من" به سمت "دیگری" کشیده میشه و این "دیگری" هست که مرکز توجه قرار میگیره و در نهایت با کمال تاسف باید گفت : که "خود- خودی یا همان من" برای همیشه کنار زده میشه.... این مبحث از جهات مختلف روانکاوی و روانشناسی اجتماعی و البته حوزه های سیاسی و فرهنگی، جامعه شناسی حرفهایی برای گفتن هم داره....

این چند خط از کتاب در حال نوشتن «من و دیگری در فرهنگ و هویت» به قلم #سمانه_شهری_نژاد است.- 10 اردیبهشت 1404